تحول روایت در سریال‌های تلویزیونی مدرن

در سال‌های اخیر، سریال‌های تلویزیونی مدرن دگرگونی‌های اساسی را در ساختارهای سنتی روایت ایجاد کرده‌اند و بسیاری از الگوهای قدیمی را کنار گذاشته‌اند. برخلاف سریال‌های دهه‌های گذشته که عمدتاً از روایت‌های خطی و شخصیت‌های قهرمان‌محور پیروی می‌کردند، سریال‌های تلویزیونی جدید بر شخصیت‌پردازی‌های پیچیده، داستان‌های غیرخطی و پایان‌های باز تمرکز دارند. این تغییرات، تجربه‌ای متفاوت و چالش‌برانگیزتر را برای بینندگان رقم زده است. بسیاری از این سریال‌ها به جای نمایش شخصیت‌های صرفاً مثبت، ضدقهرمان‌ها را در مرکز داستان قرار داده‌اند؛ شخصیت‌هایی که لزوماً اخلاق‌گرا نیستند، اما همچنان همدلی مخاطب را برمی‌انگیزند. علاوه بر این، روایت‌های سنتی اپیزودیک که در گذشته بسیار رایج بود، به تدریج جای خود را به داستان‌هایی چندلایه، طولانی و پازلی داده‌اند.

در ادامه، ۱۰ دانستنی جالب درباره تأثیر سریال‌های جدید بر الگوهای روایی سنتی را مرور خواهیم کرد:

۱- ضدقهرمان‌ها جای قهرمان‌های سنتی را گرفتند

یکی از مهم‌ترین تغییرات در سریال‌های تلویزیونی مدرن، جایگزینی شخصیت‌های ضدقهرمان (Antihero) به‌جای قهرمان‌های مثبت و اخلاق‌مدار است. در گذشته، شخصیت‌های اصلی معمولاً چهره‌هایی بودند که از ارزش‌های اخلاقی و اصول انسانی پیروی می‌کردند و با دشمنان بدذات مبارزه می‌کردند. اما در سال‌های اخیر، شخصیت‌هایی مانند والتر وایت در Breaking Bad یا تونی سوپرانو در The Sopranos نمونه‌هایی از ضدقهرمان‌هایی هستند که ویژگی‌های اخلاقی خاکستری دارند. این شخصیت‌ها گاهی مرتکب اعمالی وحشتناک می‌شوند، اما همچنان از نظر روان‌شناختی جذاب بوده و مورد علاقه مخاطبان هستند. سریال‌های مدرن باعث شده‌اند که مرزهای مشخص میان خیر و شر کمرنگ شود و بینندگان بیش از آنکه صرفاً درباره خوب یا بد بودن شخصیت‌ها قضاوت کنند، بر انگیزه‌ها، انتخاب‌ها و پیامدهای تصمیمات آن‌ها تمرکز کنند. این تغییر باعث شده است که داستان‌ها پیچیده‌تر شوند و مخاطبان دیدگاه‌های عمیق‌تری نسبت به شخصیت‌های داستانی پیدا کنند.

۲- روایت‌های غیرخطی جای الگوهای کلاسیک را گرفتند

در بسیاری از سریال‌های تلویزیونی سنتی، داستان‌ها معمولاً به‌صورت خطی (Linear Narrative) روایت می‌شدند، یعنی رویدادها از ابتدا تا انتها به ترتیب منطقی و زمان‌بندی مشخصی پیش می‌رفتند. اما در سریال‌های مدرن، استفاده از روایت غیرخطی (Nonlinear Narrative) به یکی از ویژگی‌های رایج تبدیل شده است. سریال‌هایی مانند Westworld و Dark از روش‌های روایت پیچیده‌ای استفاده می‌کنند که شامل پرش‌های زمانی، داستان‌های موازی و تغییرات ناگهانی در مسیر روایت هستند. این نوع روایت، بینندگان را مجبور می‌کند که فعالانه درگیر داستان شوند و به کوچک‌ترین جزئیات دقت کنند. برخی سریال‌ها حتی از شیوه روایت چندگانه استفاده می‌کنند، به این معنا که یک داستان را از زوایای دید مختلف روایت می‌کنند. این تغییرات باعث شده است که تجربه تماشای سریال‌های مدرن چالش‌برانگیزتر و تفکر برانگیزتر باشد.

۳- قالب‌های اپیزودیک جای خود را به داستان‌های پیوسته دادند

در گذشته، بیشتر سریال‌های تلویزیونی از فرمت اپیزودیک پیروی می‌کردند؛ بدین معنا که هر قسمت از سریال یک داستان مستقل داشت و برای تماشای آن نیازی نبود که بیننده قسمت‌های قبلی را دیده باشد. اما در سریال‌های مدرن، این الگو تغییر کرده و روایت‌های پیوسته جایگزین آن شده‌اند. سریال‌هایی مانند Game of Thrones و Stranger Things دارای داستان‌هایی هستند که در طول چندین فصل ادامه می‌یابند و هر قسمت تنها بخشی از یک روایت کلان را تشکیل می‌دهد. این شیوه باعث شده است که تماشای سریال‌ها مشابه خواندن یک رمان چندفصلی باشد. این نوع روایت، سطح درگیری بینندگان با داستان را افزایش داده و به آن‌ها امکان می‌دهد که برای کشف روابط میان اتفاقات، تحلیل و پیش‌بینی بیشتری داشته باشند.

۴- پایان‌های باز جای پایان‌های قطعی را گرفتند

یکی دیگر از تغییرات چشمگیر در سریال‌های مدرن، استفاده از پایان‌های باز (Open Endings) به جای پایان‌های مشخص و قطعی است. در سریال‌های سنتی، معمولاً داستان‌ها در یک نقطه مشخص به پایان می‌رسیدند و تمامی خطوط داستانی بسته می‌شدند. اما امروزه، بسیاری از سریال‌ها بینندگان را با سؤالات بی‌پاسخ، ابهام‌ها و پایان‌های باز رها می‌کنند. سریال‌هایی مانند Lost و The Leftovers نمونه‌هایی از این سبک هستند که در آن‌ها سرنوشت برخی شخصیت‌ها نامشخص باقی می‌ماند یا رویدادهای کلیدی در ابهام فرو می‌روند. این روش باعث می‌شود که بینندگان به تفکر و تحلیل بیشتر درباره داستان بپردازند و نظریه‌های مختلفی درباره پایان‌بندی سریال ارائه دهند.

۵- پلتفرم‌های استریمینگ، روایت‌های تلویزیونی را متحول کردند

ظهور پلتفرم‌های استریمینگ مانند Netflix، Amazon Prime و Disney+ نحوه تولید و روایت سریال‌های تلویزیونی را متحول کرده است. در گذشته، سریال‌ها باید به فرمت‌های شبکه‌های کابلی و قوانین پخش سنتی پایبند می‌بودند و داستان‌ها را در اپیزودهای مشخص و زمان‌بندی محدود ارائه می‌دادند. اما امروزه، پلتفرم‌های دیجیتال به سازندگان اجازه داده‌اند تا از این محدودیت‌ها عبور کنند. دیگر نیازی به پایبندی به زمان‌بندی ۴۵ دقیقه‌ای یا پخش هفتگی اپیزودها نیست و سریال‌ها می‌توانند با ساختاری آزادتر و در فرمت‌های متنوع تولید شوند. علاوه بر این، پدیده Binge-Watching یا تماشای پشت سر هم چندین قسمت، باعث شده است که داستان‌ها به سمت روایت‌های یکپارچه‌تر و سینمایی‌تر حرکت کنند.

۶- سریال‌های تلویزیونی از سبک سینمایی بهره می‌برند

یکی از ویژگی‌های بارز سریال‌های مدرن، استفاده از سبک‌های سینمایی در روایت بصری است. در گذشته، سریال‌ها بیشتر با نماهای ثابت و فیلم‌برداری ساده ساخته می‌شدند، اما امروزه، بسیاری از سریال‌ها از تکنیک‌های سینمایی مانند نورپردازی حرفه‌ای، لنزهای خاص و قاب‌بندی‌های دقیق استفاده می‌کنند. سریال‌هایی مانند Mindhunter و True Detective نمونه‌هایی از این تحول هستند که به‌لحاظ بصری به فیلم‌های سینمایی شباهت دارند. این تغییر باعث شده است که تماشای سریال‌ها تجربه‌ای غنی‌تر و جذاب‌تر از گذشته باشد.


 

 

اشتراک‌ها:
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *