پوریا زرشناس – پس از سریال خاتون به کارگردانی تینا پاکروان نوبت به سریال تاسیان، یک ملودرام تاریخی دیگر رسیده که پیش از انتشارش تا کنون با حواشی زیادی رو به رو بوده است. در این مطلب نگاهی داریم به بازیگران، داستان و حواشی سریال تاسیان که چشم ها را به سوی آن باز می گرداند. با انتشار قسمت اول سریال تاسیان نقدهای مثبت به داستان این سریال توجه ها را به خود جلب کرده است. تاسیان سریالی است مربوط به تاریخ معاصر ایران با حضور بازیگرانی که به خوبی از پس ایفای نقششان برآمده اند. سریال تاسیان از همان ابتدا، پیش از آنکه به مرحله پخش برسد، درگیر حواشی مختلفی شد. این حواشی از تینا پاکروان، کارگردان سریال، درباره نداشتن مصونیت آغاز شد و در کنار داستان جذاب، شخصیتپردازی قوی و بازیهای حرفهای، توانست توجه بسیاری از مخاطبان را به خود جلب کند. اما ماجرا به اینجا ختم نشد. در جدیدترین خبر منتشرشده، روابط عمومی سازمان تنظیم مقررات رسانههای صوت و تصویر فراگیر (ساترا) اعلام کرده است که سریال «تاسیان» به دلیل عدم اصلاح ایرادات، هنوز موفق به دریافت مجوز پخش نشده است. علاوه بر این، بررسی تخلفات عوامل تولید و سکوی انتشار آن همچنان در دستور کار قرار دارد!
تاسیان ارزش دیدن دارد؟
سریال تاسیان داستان عاشقانه و تاریخیای است که در دهه ۵۰ شمسی و در دوران پرتلاطم مهر ۱۳۵۶ روایت میشود. در این زمان حساس و بحرانی تاریخ ایران، امیر، یک ساواکی، عاشق دختر جوانی به نام شیرین میشود. این سریال علاوه بر به تصویر کشیدن روابط عاشقانه این دو شخصیت، به بررسی مسائل اجتماعی و انسانی پرداخته و به موضوعاتی چون اهمیت خانواده، تأثیر تصمیمات گذشته بر آینده و چالشهای زندگی میپردازد. در دل داستان، تصمیمات و اقدامات شخصیتها در این دوره حساس تاریخ، تأثیرات عمیقی بر زندگی آنها و اطرافیانشان میگذارد و نگاهی عمیق به پیچیدگیهای انسانها و جامعه در این مقطع زمانی دارد.سریال تاسیان تازهترین عاشقانه تینا پاکروان، بار دیگر ما را به دل دوران پیش از انقلاب میبرد؛ دورانی که امروز، در قاب سینما و تلویزیون، رنگ و بویی نوستالژیک به خود گرفته است. این بار اما، روایت پاکروان فراتر از کلیشههای رایج در بازنمایی آن عصر رفته و با بهکارگیری جزئیاتی ملموس، حس زندهای از آن روزگار را منتقل میکند.
شروعی جذاب و پرتنش دارد که شخصیتها و فضاهای مختلف را به خوبی معرفی میکند. داستان این قسمت حول دختری به نام شیرین میچرخد که دانشجوی ادبیات دانشگاه تهران است و در یک خانواده مرفه و تهرانی زندگی میکند. در این قسمت، شخصیتهای اصلی و مکمل با دقت و هوشمندی به تماشاگر معرفی میشوند و داستان به تدریج شکل میگیرد. افتتاحیه سریال با سکانسی تعلیقی و جنایی-معمایی شروع میشود که ذهن تماشاگر را به سمت اتفاقات پنهانی و رازآلود هدایت میکند. این سکانس با کارگرانی که در نیمه شب مشغول کندن چالهای هستند، به خوبی فضای تنشزا و پر از ابهام را به تصویر میکشد. در ادامه، اشتباه در چاپ جلد کتاب شیرین باعث میشود امیر، کارگر چاپخانه، وارد داستان شود و علاقهاش به شیرین به عنوان یک عنصر مهم در پیشبرد داستان شکل بگیرد.اکروان با ارجاعهای تاریخی و فرهنگی به فضای سیاسی دهه پنجاه، توانسته است سریالی باورپذیر و جذاب بسازد که علاوه بر داستان عاشقانه، به مسائل اجتماعی و فرهنگی آن دوران نیز پرداخته است. سکانسهای مربوط به صحبتهای بهرام بیضایی و اشاره به عباس کیارستمی، عمق تاریخی و فرهنگی سریال را افزایش داده و تماشاگر را به دنیای آن سالها میبرد. شخصیتهای سریال به خوبی تعریف شدهاند. شیرین به عنوان یک دختر از طبقه مرفه و با ریشههای فرهنگی، به عنوان قهرمان داستان به شدت متقاعدکننده است. در طرف مقابل، امیر به عنوان یک شخصیت پیچیده و کنشگر، ارتباط عاشقانهاش با شیرین را تقویت میکند. منوچهر، دیگر شخصیت کلیدی داستان، نیز با داستانک عاشقانهاش به جذابیتهای قسمت اول افزوده است. در کنار این شخصیتها، حضور بازیگران مطرحی مانند بابک حمیدیان، هوتن شکیبا، مهران مدیری و پانتهآ پناهی در قسمت اول به جذابیتهای سریال افزوده و تماشاگر را به دنبال تماشای ادامه داستان میکشاند. مهسا حجازی، ستاره اصلی سریال، با ایفای نقش شیرین توانسته است شخصیت خود را به خوبی به نمایش بگذارد و این نقش میتواند سکوی پرتابی برای آینده حرفهای او باشد.
در نهایت، نام سریال تاسیان که به معنای غم عمیق و ماندگار در دل شخص است، به خوبی با داستان و تم اصلی سریال همخوانی دارد و بر عمق احساسی داستان افزوده است. قسمت اول تاسیان با ترکیب عشق، تاریخ و سیاست، توانسته است پایهگذار یک داستان جذاب و پیچیده باشد که تماشاگر را برای ادامه سریال مشتاق میکند. وقتی در میان دیالوگها، اسامی آشنایی همچون کافه نادری، خاچیک، تئاتر شهر و موزه هنرهای معاصر به گوش میرسند، ناخواسته در ذهن بیننده پلی به گذشته ساخته میشود؛ گذشتهای که هنوز هم ردپایش را در خیابانهای تهران میتوان یافت. این ارتباط هوشمندانه، علاوه بر ایجاد حس همذاتپنداری، به سریال بُعدی واقعیتر میبخشد.
اما نقطه تمایز تاسیان نسبت به سایر آثار مشابه در چیست؟
برخلاف بسیاری از سریالها و فیلمهای ایرانی که به دوران پهلوی دوم میپردازند، این سریال با دکورهایی مدرنتر و فضایی سرزندهتر، تصویری متفاوت ارائه میدهد. انتخاب رنگها، سبک طراحی صحنه و نوع بازنمایی فضاها، همگی نشان از تلاش برای خلق هویتی مستقل دارند. اما آیا این سبک بصری خلاقانه، در کنار روایت داستانی، توانسته است ساختاری منسجم و جذاب را شکل دهد؟
بازیگران سریال تاسیان؛ اجرایی در مرز سینما و تئاتر
سریال تاسیان با ترکیبی از چهرههای شناختهشده و مطرح سینما و تلویزیون ایران، مجموعهای از بازیهای درخشان را به نمایش گذاشته است. بابک حمیدیان، پانتهآ پناهیها، مهران مدیری، محمدرضا شریفینیا، هوتن شکیبا و دیگر بازیگران این سریال، همگی از هنرمندانی هستند که پیشتر مهارت خود را در نقشهای گوناگون اثبات کردهاند. اما آنچه این بار بازیهای تاسیان را از بسیاری از آثار مشابه متمایز میکند، سبک اجرا و زبان بدن بازیگران است. در این سریال، بازیها حالتی بهشدت تئاتری دارند؛ گویی هر دیالوگ و هر حرکت، طراحیشده تا تأثیرگذاری بیشتری بر مخاطب داشته باشد. اجرای بازیگران از استانداردهای سینمایی فاصله میگیرد و به سمت بیانی تئاتریکال حرکت میکند؛ جایی که بدن، چهره و لحن، هر سه به یک اندازه در انتقال احساسات نقش دارند. این سبک اجرایی، اگرچه ممکن است در نگاه نخست غیرمعمول به نظر برسد، اما در قالب بصری و روایت تاسیان بهخوبی جا افتاده و فضایی منحصربهفرد خلق کرده است. کنترلشده بودن اغراقها و تسلط بازیگران بر بیان بدنی، مهمترین نقاط قوت این شیوه بازیگری در تاسیان است. نمونهای از این سبک اجرا را پیشتر در فیلم داگویل ساخته لارس فون تریه دیدهایم؛ جایی که فرم تئاتری بازیگران، بدون نیاز به دکورهای پرجزئیات، فضاسازی و احساسات را منتقل میکرد. در تاسیان نیز، ترکیب این نوع اجرا با رنگهای پاستلی و طراحی بصری خاص سریال، نتیجهای متفاوت و چشمگیر رقم زده است. علاوه بر زبان بدن، فن بیان بازیگران نیز از نقاط قوت سریال محسوب میشود. هر دیالوگ با دقت ادا شده و بازیگران، حتی با چینهای صورت و حرکات جزئی، مفهومی فراتر از کلمات را منتقل میکنند. این دقت در اجرا، سریال را از کلیشههای رایج در بازیگری تلویزیونی ایران فراتر برده و به اثری قابل توجه در میان تولیدات داخلی تبدیل کرده است.
در مجموع، تاسیان تا پایان قسمت سوم، نهتنها در انتخاب بازیگران، بلکه در هدایت و هماهنگسازی اجراها نیز موفق عمل کرده است. اگر این روند در قسمتهای بعدی حفظ شود، میتوان از آن بهعنوان یکی از نمونههای کمنظیر بازیگری در تلویزیون ایران یاد کرد.گریم در سریال تاسیان را میتوان یکی از نقاط قوت آن دانست؛ عاملی که نهتنها در خدمت شخصیتپردازی قرار گرفته، بلکه در برخی موارد به بازآفرینی چهرههای تاریخی با دقتی مثالزدنی پرداخته است. در میان سریالهای نمایش خانگی ایران، کمتر اثری را میتوان یافت که گریم آن تا این حد حسابشده و واقعگرایانه باشد.
بابک حمیدیان و مهران مدیری، بهویژه در نقشهای مرتبط با شخصیتهای واقعی، نمونههایی بارز از موفقیت طراحی چهره در این سریال هستند. گریمهای آنان، چه از نظر شباهت فیزیکی و چه از نظر جزئیات متناسب با دوره تاریخی، کاملاً در خدمت فضاسازی اثر قرار گرفتهاند. بازآفرینی چهرههای برجستهای همچون بهرام بیضایی و عباس کیارستمی نیز از دیگر دستاوردهای تحسینبرانگیز این مجموعه است؛ چنانکه شخصیت بیضایی در صحنهای که پشت تریبون سخنرانی میکند، نهتنها در ظاهر، بلکه در لحن و حرکات نیز شباهتی کمنظیر به خود او دارد. چنین دقتی نشان از یک پژوهش عمیق و اجرای هنرمندانه دارد که بیتردید یکی از نقاط قوت کارگردانی تینا پاکروان محسوب میشود.
در این میان، نام بابک اسکندری، طراح گریم سریال، برجستهتر از همه به چشم میآید. او با نگاهی دقیق و شناختی عمیق از چهرههای تاریخی، توانسته بازآفرینی آنان را تا حد ممکن به واقعیت نزدیک کند. یکی از جنبههای قابلتأمل در این سریال، تفاوت آشکار میان سبک گریم زنان در مقایسه با بسیاری از تولیدات تلویزیونی و نمایش خانگی است.
برخلاف کلیشههای رایج که چهره زنان حتی در صحنههای روزمره و خانگی با آرایش سنگین و غیرطبیعی همراه است، تاسیان در این زمینه رویکردی رئالیستی در پیش گرفته است. جز در موقعیتهایی مانند جشنها و محافل رسمی، گریم شخصیتهای زن ساده، طبیعی و باورپذیر است—درست همانگونه که انتظار میرود شخصیتهای واقعی در فضای خصوصی خود باشند. برای نمونه، گریم مهسا حجازی در نقش شیرین، الگویی از این ظرافت در طراحی چهره است. چهره او در سکانسهای مختلف، از یک سادگی متناسب با موقعیتهای داستانی برخوردار است که نهتنها حس باورپذیری را تقویت میکند، بلکه از افراطهای مرسوم در آرایش و طراحی چهره دوری جسته است. در مجموع، گریم در تاسیان نهتنها بر مبنای اصول حرفهای اجرا شده، بلکه با شناختی دقیق از شخصیتها و مقتضیات تاریخی همراه است. این عامل، در کنار فضاسازی و بازیهای تئاتریکال، باعث شده که جلوه بصری سریال انسجامی تحسینبرانگیز داشته باشد و بهعنوان یکی از نمونههای موفق گریم در آثار ایرانی شناخته شود.
دکور و لوکیشنها در سریال تاسیان؛ بازآفرینی هویت بصری تهران دهه ۵۰
یکی از مهمترین نقاط قوت تاسیان تا قسمت سوم، دقت و ظرافت در طراحی دکور و انتخاب لوکیشنهاست. این سریال ما را به دلِ تهران دهه ۵۰ شمسی میبرد؛ از فضای دانشگاه تهران تا موزه هنرهای معاصر، از کافه خاچیک تا خیابانهای بالاشهر. تمام این فضاها با دقتی تحسینبرانگیز بازآفرینی شدهاند، اما آنچه بیش از هر چیز نگاه بیننده را درگیر میکند، تفاوت بارز طراحی داخلی خانههای شخصیتهای اصلی با کلیشههای رایج در آثار تاریخی است. پیشتر در سریالها و فیلمهای ایرانی، خانههای طبقه مرفه در دوران پهلوی دوم اغلب با دکوراسیون سلطنتی و کلاسیک به تصویر کشیده میشدند—مبلمان استیل با تزئینات طلایی، پردههای ضخیم مخملی و چلچراغهای کریستالی. اما در تاسیان، با فضایی کاملاً متفاوت مواجهایم: خانهای با رنگهای پاستلی، مبلمان مینیمال و طراحی مدرن. در نگاه اول، این سبک ممکن است برای مخاطبی که به روایتهای بصری کلاسیک از آن دوران عادت کرده، غیرواقعی به نظر برسد. اما این تفاوت نهتنها ناهماهنگی نیست، بلکه نشان از ریزبینی و توجه کارگردان و طراح صحنه به واقعیتهای تاریخی دارد. برای درک بهتر این انتخاب، کافی است به سبکهای طراحی داخلی اواخر دهه ۱۹۷۰ و اوایل دهه ۱۹۸۰ در اروپا نگاهی بیندازیم. خانواده نجات، که مدام در سفرهای خارجیاند و لباسها و لوازم خود را از پاریس و لندن تهیه میکنند، طبیعتاً تحت تأثیر جریانهای هنری آن دوره قرار گرفتهاند. جنبشهایی همچون باهاوس، پستمدرنیسم و آرت نوو در معماری و طراحی داخلی اروپای آن زمان رواج داشته و نشانههای آن را میتوان بهوضوح در فضای داخلی خانه نجات مشاهده کرد؛ از ترکیب رنگهای ملایم و فرمهای هندسی گرفته تا استفاده از متریالهایی مانند شیشه و فلز که به این فضا هویتی خاص و منحصربهفرد میبخشد. این سنتشکنی بصری، نهتنها یک تصمیم هنری هوشمندانه بلکه روایتی غیرمستقیم از سبک زندگی قشری خاص در آن دوران است؛ قشری که بهجای تکرار الگوهای سنتی، در حال تجربهگرایی و تطبیق خود با جریانهای مدرن جهانی بوده است. بنابراین، تاسیان ما را دعوت میکند تا نگاهمان را از کلیشههای تصویری مرسوم فراتر ببریم و زیبایی را در این نوآوری دراماتیک جستوجو کنیم.
طراحی لباس در سریال تاسیان؛ پلی میان گذشته و ترندهای امروز
همانطور که در طراحی صحنه و دکور تاسیان شاهد نگاهی متفاوت به بازآفرینی دهه ۵۰ شمسی هستیم، طراحی لباس نیز همین مسیر را دنبال میکند. لباسهایی که در این سریال میبینیم، نهتنها وفاداری دقیقی به استایل آن دوره دارند، بلکه به شکلی هوشمندانه با ترندهای امروزی نیز همسو شدهاند.
نگاهی به پوشش شیرین (مهسا حجازی) بیندازید؛ بافتهای راهراه، جلیقه و دامن، کتهای کوتاه، لباسهای پمپ. اینها عناصری هستند که اگر امروز در ویترین بوتیکهای مدرن ببینید، تعجب نخواهید کرد. اما این شباهت تصادفی نیست. در دنیای مد، سبک رترو بهطور مداوم چرخهای از بازگشت را طی میکند، و آنچه در حال حاضر بهعنوان ترندهای ۲۰۲۵ معرفی میشود، در واقع بازتابی از همان گرایشهای دهه ۸۰ میلادی است. این موضوع نشان میدهد که طراح لباس سریال، با آگاهی کامل از این پیوستگی تاریخی، انتخابهای دقیقی داشته است که هم اصالت را حفظ کند و هم برای مخاطب امروزی جذاب باشد.علاوه بر سبکشناسی، تاسیان از لباسها بهعنوان عنصری روایی بهره میبرد. یکی از بهترین نمونهها، طیف رنگی لباسهای شیرین است. او اغلب در رنگهای پاستلی و روشن، بهخصوص آبی، دیده میشود—رنگی که نهتنها به فضا حال و هوایی زنده و دلنشین میبخشد، بلکه موتیفی تکرارشونده در داستان است. اتاق او نیز در همین طیف رنگی طراحی شده و این همخوانی بصری به شکلی ناخودآگاه بر احساسات مخاطب تأثیر میگذارد. اما این انتخاب رنگ فقط یک تصمیم زیباییشناسانه نیست؛ بلکه ارتباطی مستقیم با روانشناسی شخصیتها دارد.
به سکانسی فکر کنید که امیر (هوتن شکیبا) به شیرین میگوید: «راست میگه دیگه، این آبی مهربون نیست!» این جمله، در لایههای زیرین روایت، به ما میگوید که چگونه یک رنگ میتواند برای شخصیتها معنای عاطفی داشته باشد؛ آبی برای امیر تداعیکننده حس لطیف و خاصی از شیرین است. اینگونه، لباس نهتنها پوششی برای شخصیتها، بلکه نشانهای برای عواطف، خاطرات و مفاهیم درونی داستان میشود. تاسیان در طراحی لباس نهتنها از منظر تاریخی دقیق عمل کرده، بلکه آن را به ابزاری در خدمت شخصیتپردازی و فضاسازی تبدیل کرده است؛ رویکردی که آن را از بسیاری از آثار مشابه متمایز میکند.
جزئیات تاریخی در سریال تاسیان؛ تلفن همگانی و زن قرمزپوش در میدان فردوسی
سریال تاسیان با جزئیات دقیقی که در طراحی صحنهها و انتخاب المانهای بصری به کار رفته است، توجه زیادی را به خود جلب کرده است. کارگردانی اصولی تینا پاکروان، که به وضوح در ریزهکاریهای هر صحنه مشهود است، توانسته است فضای تاریخی و فرهنگی دهه ۵۰ را با دقت بالا بازسازی کند. یکی از نمونههای برجسته این دقت، استفاده هوشمندانه از المانهای خاص آن دوران است. به عنوان مثال، در صحنهای که امیر با برادرش تلفنی صحبت میکند، تلفن همگانی بهعنوان یکی از نمادهای ارتباطات در آن دوران و زن قرمزپوشی که در میدان فردوسی به نوعی نماد عشق شده بود، بهطور دقیق در زمینه نمایش داده میشود. این جزئیات نه تنها به غنای بصری سریال افزوده، بلکه به انتقال پیامهای فرهنگی و اجتماعی آن زمان نیز کمک میکند.
با این حال، در کنار این موفقیتهای بصری، در برخی از لحظات، به نظر میرسد که کارگردان نتواسته است به طور کامل از دقتهای تاریخی فاصله نگیرد. بهعنوان مثال، در یکی از صحنهها، وقتی شیرین و مریم از نویسندگان مطرح آن دوران صحبت میکنند، نام جلال آل احمد به میان میآید. در حالی که این نویسنده در دهه ۵۰ فوت کرده بود و در آن زمان باید شخصیتها از چنین اشارههایی اجتناب میکردند. همچنین در بازی نازنین بیاتی، نحوه رفتار او به شکلی اغراقشده به نظر میرسد، چرا که شخصیتهای همسن و سال او در آن دوران معمولاً بهطور متفاوتتری عمل میکردند. یکی دیگر از نکات غیرواقعی، نحوه برخورد ساواکیها با برادر امیر است. با توجه به اینکه آنها از رابطه نزدیک امیر و برادرش مطلع بودند، باید اقدام به دستگیری هر دو میکردند. اما در عوض، مشاهده میکنیم که ساواکیها بهطور غیرطبیعی چند ثانیهای به تماشای رفتن شیرین میپردازند، که این موضوع از نظر واقعگرایی در دنیای سیاست آن دوران قابل توجیه نیست. این نکات بهویژه برای تماشاگران آگاه به تاریخ و جزئیات دقیق آن دوران ممکن است باعث ایجاد شک و تردید در مورد صحت برخی جزئیات سریال شود، اما به طور کلی نمیتوان از توجه دقیق و ریزبینانه پاکروان به فضای بصری و فرهنگی گذشت.
روایت و داستان سریال تاسیان؛ ضعف در ساختار و تکرار کلیشهها
علیرغم تمام نقاط قوتی که تاکنون در تاسیان مطرح شده، یکی از مهمترین عناصر این سریال، یعنی روایت و داستان، با ضعفهای جدی مواجه است که نمیتوان به راحتی از آن چشمپوشی کرد. در حالی که جزئیات بصری و کارگردانی با دقت به بازسازی دوران ۵۰ و استفاده از نمادهای آن دوران پرداختهاند، اما در سطح داستانی، به نظر میرسد که با تکرار یک فرمول آشنا روبهرو هستیم. در این روزهایی که با انواع فیلمهای حاضر در جشنوارههای معتبر و سریالهای متنوع مواجهیم، گویی داستانهای انسانها دیگر تمام شدهاند یا شاید هم بهتر است بگوییم که ما هنوز نتوانستهایم روایتهای متناسب با زمانه خود را بیافرینیم. نویسندگان در مواجهه با چنین لحظات تراژیکی به بازتولید داستانهای همیشگی روی میآورند و این باعث میشود که مخاطب بارها و بارها همان روایتها و کلیشههای قدیمی را تجربه کند. داستان تاسیان به شدت آشناست: امیر، پسر طبقه فقیر جامعه، عاشق شیرین، دختر خانوادهای ثروتمند میشود که خواستگاری از فرنگ دارد و دلش پیش اوست. پدر شیرین، آقای جمشید نجات، که روابط کاری نزدیکی با پدر امیر به عنوان یک تیمسار معتبر دارد، به شدت بر ازدواج شیرین با شهرام اصرار میکند. این خط داستانی تا قسمت سوم به تکرار یک تم عاشقانه که بارها در سینما و تلویزیون دیدهایم، میپردازد.
حواشی سریال تاسیان
سریال تاسیان به کارگردانی تینا پاکروان با حواشی مختلفی روبهرو شده است که توجهات زیادی را به خود جلب کرده است. در اینجا به چند مورد از این حواشی اشاره میکنیم:
- عدم دریافت مجوز از ساترا و مشکلات قانونی
سریال تاسیان به دلیل تخلفات متعدد از جمله بیحجابی، ترویج دخانیات، رقص مختلط و ترویج شرابخواری از سوی ساترا مورد انتقاد قرار گرفت. ساترا اعلام کرد که این سریال بدون مجوز این سازمان تولید و منتشر شده است و به دلیل عدم اصلاح ایرادات، هنوز موفق به دریافت مجوز انتشار نشده است. رسیدگی به تخلفاتی همچون موارد فوق در حال پیگیری است.
- شکایت ستاد امر به معروف و نهی از منکر:
حجت الاسلام یاسر خلیلی، مدیرکل حقوقی ستاد امر به معروف و نهی از منکر کشور، از شکایت این ستاد از مدیران ساترا و عوامل پلتفرم فیلیمو به دلیل انتشار سریال تاسیان خبر داد. این شکایت به دلیل نمایش صحنههایی از رقص مختلط، بوسه و بغل، و بیپوششی در سریال صورت گرفت که به گفته خلیلی، باعث آسیب به حیا و عفت عمومی جامعه شده است.
واکنشهای منفی به محتوای سریال
ریال تاسیان به دلیل محتوای حساس و تاریخ معاصر خود، واکنشهای زیادی از سوی منتقدان و برخی مقامات داشته است. اشاره به شخصیتهای فرهنگی و هنری مانند بهرام بیضایی و عباس کیارستمی، و بازآفرینی این شخصیتها به کمک تکنولوژیهایی مانند هوش مصنوعی نیز مورد توجه قرار گرفته و گاهی با نقدهایی روبهرو شده است.
حضور مهران مدیری در سریال
مهران مدیری که در سریال قبلی تینا پاکروان، خاتون، حضور داشت، این بار نیز در تاسیان نقش دکتر رجب زاده را بازی میکند. با توجه به پیشینه حضور او در پروژههای موفق پاکروان، حضور مدیری در این سریال به نوعی یکی از عوامل جذب مخاطب است.
جنجال سریال «تاسیان»: نقدهای زودهنگام یا حملههای بیاساس؟
هنوز «تاسیان» شروع نشده و نمیدانیم به کجا میرسد اما همزمان با شروع سریال، موج مخالفتهایی در فضای مجازی توسط برخی افراد که نام منتقد را یدک میکشند راه افتاده و با الفاظ تند، در رد این سریال حرفهای عجیب و غریبی میزنند آن هم در حالیکه کارشان با اصول نقد، سازگار نیست و این برداشت را میرساند که دنبال افزودنِ برداشتهای دیگری به این سریال هستند.
مهمتر اینکه همزمان با رفتار سلبی تشکیلاتی که نظارت بر سریالها را به عهده دارد، این اتفاق افتاده است. در حالیکه، تازه ۳ قسمت آن پخش شده و به نوعی نمیتوان وارد بحث و تحلیل تاسیان شد.شنیده ها حاکیست بیش از بیست قسمت است! اصول حرفهای ایجاب میکند بعد از پایان یک سریال درباره آن بحث و گفتوگو یا نقد و تحلیل کرد، چون هر اثری شروع، میانه (کشمش) و پایان (جمعبندی) دارد. دهها حادثه در ابتدا روایت میشود که در پایان به جمعبندی و نتیجه میرسد. پس چگونه میتوان در همان ابتدا به قضاوت و تحلیل خوب یا بد بودن اثر رسید؟ بخصوص در مورد روایت حساس تاسیان که به تاریخ انقلاب اسلامی می پردازد. در قسمت های اول سریال، هنوز قصه در حال پردازش است، شخصیت و موقعیتها در حال معرفی اند. احتمالا کارگردان هدفش این است که فضای قبل انقلاب را در سطح روشنفکران و سرمایهداران و گاه طبقه پایینتر مثل کارگر چاپخانه روایت کند. بنابراین طبیعی است که باید به بیحجابی، شرابخواری و رقص مختلط که نشانه بیبندباری آدمهای آن دوران و عدم رعایت شرعیات و اخلاقیات جامعه است بپردازد، فرقی هم نمیکند کارخانهدار باشد یا کارگر چاپخانه. چون هر دو قشر در آن دوران اهل این بساط بودند و ناگفته هم نماند محیط سالمتر جامعه را هم نشان میدهد؛ مثل پدر خانواده کارگر چاپخانه که از شرابخواری فرزندش بیزار است.
دختران به خصوص دانشجویان در قبل از انقلاب بدون استثنا بیحجاب و اهل شبنشینی و کافهنشینی بودند، چگونه میتوان آن فضا را ترسیم کرد که برای تماشاگر امروز باورپذیر و قابل تفکیک باشد و حتما کارگردان قصد و غرضی از نمایش آن دارد! باید منتظر ماند تا پایان آن نتیجه گیری را شاهد باشیم.آنچه که فعلا از روایت برداشت کردهام اصل ماجرا مربوط به عشق و دلدادگی عاشق و معشوق در آن دوران پر هیاهوی روزهای پر التهاب انقلاب اسلامیست. داستانکهایی تاریخی در این میان روایت میشود که مطابق با اصل روایت تاریخنگاران نیست که این هم در عالم فیلم و سریالسازی قابل بحث و گفتوگوست نه حملههای غیر منطقی و حتی تهمت و افترا که نسبت کارگردان با فلان ساواکی آن دوران چیست؟! خانم «تینا پاکروان» کارگردانی است که نوع روایت تاریخیاش به سبک بیضایی و کیمیایی است. یعنی آنچه را که خود میپسندد و درام را جذابتر و پرکششتر میکند روایت میکند. البته تحریف نمیکند، اما ظاهرا آنچه تابحال دیده نشده را پررنگتر میکند؛ مثل: سخنرانی بهرام بیضایی در دانشگاه.
به جای حمله به سریال تاسیان از تینا پاکروان قدردانی کنید
قضاوت درباره داستان و فیلمنامه سریال «تاسیان» نیازمند صبر و حوصله است. «تاسیان» با رویکردی واقعگرایانه و توجه به جزئیات، توانسته فضای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی ایران در سالهای منتهی به انقلاب ۱۳۵۷ را به خوبی تصویرسازی کند. این اثر با بهرهگیری از دکور، لباس، موسیقی و دیالوگهای متناسب با آن دوران، بیننده را به فضای آن دوره میبرد و حس نوستالژیک و تاریخی قویای ایجاد میکند. شخصیتپردازیهای قوی و بازیهای قابل قبول بازیگران نیز به جذابیت و باورپذیری داستان افزوده است. این تمامی آن چیزی است که در شروع این مجموعه به چشم میآید. بیشک قضاوت درباره داستان و فیلمنامه نیازمند صبر و حوصله است و دیدن قسمتهای دیگر. ولی واکنش مخاطب در پایان قسمت آغازین به ظاهر مثبت است. با این حال، برخی از منتقدان معتقدند که سریال در برخی بخشها بیش از حد به بازسازی ظاهری فضا تکیه کرده و از عمقبخشی به مسائل اجتماعی و سیاسی آن دوران غافل شده است. همچنین، گاهی اوقات طولانیشدن برخی صحنهها و کندی روایت، ممکن است برای مخاطب خستهکننده باشد.
تصویر واقعی بیاخلاقی چیست و کجا باید بیان شود؟
آنچه به ناگهان خبرساز میشود شکایت یکی از ستادها به طور همزمان از ساترا و پلتفرم پخشکننده است. اندکی جای تأمل و تعمق دارد وقتی هنوز منتقدان و فعالان رسانه به جمعبندی نرسیده و در حال رصد هستند مجموعهای به این جمعبندی رسیده که جرمی واقع شده است. ولی چرا؟ فضای رخداد قصه سال ۱۳۵۶ است (در آغاز) کارگردان کار برای باور پذیر بودن قصه دست به فضاسازی زده است آن هم به دست استادی چیرهدست به نام ایرج رامین فر، کارگردانی که پیشتر در مجموعه «خاتون» ثابت کرد در این زمینه تبحر دارد آن جا هم (اگر چه قصه و شاید شخصیت منفی آن به مذاق برخی خوش نیامد!) فضا به طور کامل در خدمت قصه بود و باورپذیر. به ظاهر همین فضا مورد اعتراض قرار گرفته است.
یک سوال، نسلی که فضای پیش از انقلاب را به یاد دارد، چند درصد مردم هستند؟ برای رسیدن به قاب منطقی و درست چه باید کرد؟ اگر بیحجابی در جامعه نبوده است، در مهمانیها آب معدنی و نوشابه گازدار سرو میشده است، نیروهای لاییک و غیرمذهبی فعال نبودهاند، حکومت تحمل بیضایی و گلشیری و سایران را داشته است و … پس چرا انقلاب شد؟ این ستاد محترم چگونه میخواهد نسلی را که بعد از دو دهه بعد از انقلاب به دنیا آمده، توجیه کند پدرانش به چه دلیلی معترض بودهاند؟ مگر نه این است که میگوییم ما برای احیای مکارم اخلاق به پا خاستیم تصویر واقعی بیاخلاقی چیست؟ و کجا باید بیان شود؟! باید از فیلیمو به خاطر تولید و ساترا به خاطر تعامل تقدیر میکردیم و از مدیران محترم ساترا همدلی بیشتری را طلب میکردیم، اگرچه از مدیران فیلیمو میتوان این انتظار را داشت که با اطلاعرسانی در ابتدای سریال (در قالب یک کپشن) و تاکید بر رعایت اصول در هنگام تولید، دغدغه سایرین را مرتفع کنند. «تاسیان» میتواند اثری ارزشمند در بازنمایی تاریخ معاصر ایران باشد و باید به کارگردان هنرمند آن، خانم تینا پاکروان و مجموعه تهیه و تولیدش خسته نباشید گفت.
بازیگران سریال «تاسیان»
بازیگران سریال «تاسیان» شامل جمعی از هنرمندان برجسته سینما و تلویزیون هستند. در این سریال، هوتن شکیبا، مهران مدیری، نازنین بیاتی، صابر ابر، بابک حمیدیان، پانتهآ پناهیها، محمدرضا غفاری، مهسا حجازی، محمدرضا شریفینیا، مجید یوسفی، پوریا شکیبایی و نسرین نصرتی به ایفای نقش پرداختهاند. حضور این ترکیب قدرتمند از بازیگران، نوید یک اثر درخشان و ماندگار را میدهد. در ادامه بیوگرافی برخی از این بازیگران سینما و تلویزیون ایران را مرور می کنیم.
بیوگرافی تینا پاکروان (کارگردان سریال تاسیان)
تینا پاکروان(زاده۲۸ فروردین ۱۳۵۶، تهران) بازیگر، کارگردان، تهیهکننده و نویسنده ایرانی است. او کارشناسی کارگردانی سینما را از دانشکده سینما و تئاتر دریافت کرد و فعالیت حرفهای خود را از سال ۱۳۷۴ با همکاری در مجلات سینمایی آغاز نمود. پاکروان در سن ۱۸ سالگی بهعنوان منشی صحنه در فیلم یاسهای وحشی فعالیت داشت و بعدها در فیلمهایی همچون سگکشی و سنتوری در سمتهای مختلفی ازجمله دستیار کارگردان و مدیر تولید همکاری کرد. او برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت و چندین فیلم کوتاه و مستند ساخت.
پس از بازگشت به ایران، در پروژههای مهمی مانند کلاه پهلوی، وقتی همه خوابیم و اخراجیها ۲ حضور داشت. اولین تجربه بازیگریاش در سریال سالهای مشروطه بود و تاکنون با کارگردانان مطرحی همچون بهرام بیضایی، داریوش مهرجویی، مسعود کیمیایی و سید ضیاءالدین دری همکاری کرده است. علاوه بر فعالیتهای سینمایی، در زمینه تدریس، نقد و ترجمه در مطبوعات و برگزاری نمایشگاه عکس نیز فعال بوده است.
در سال های اخیر، تینا پاکروان با کارگردانی دو ملودرام تاریخی و انتشار در پلتفرم های نمایش خانگی سر و صدای زیادی به راه انداخت که یکی سریال خاتون و دیگری سریال تاسیان بوده است.
بیوگرافی هوتن شکیبا
هوتن شکیبا(زاده ۲۴ خرداد ۱۳۶۳، تهران) بازیگر و صداپیشه ایرانی است، که در سنندج بزرگ شد. او دارای مدرک کارشناسی کارگردانی تئاتر از دانشگاه سوره و کارشناسی ارشد بازیگری از دانشگاه هنر است. شکیبا با بازی در سریال لیسانسهها به شهرت رسید و با ایفای نقش عبدالحمید ریگی در شبی که ماه کامل شد (۱۳۹۷) جایزه سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد را دریافت کرد. او در فیلمهایی چون طبقه حساس، ابلق، ملاقات خصوصی و تی تی نقشآفرینی کرده و در تئاترهایی همچون بینوایان، الیور توئیست و مرگ هوتن حضور داشته است. همچنین صداپیشگی شخصیتهایی مانند دیبی در کلاه قرمزی و بچه در مهمونی را بر عهده داشته است. شکیبا جوایز متعددی از جشنوارههای مختلف دریافت کرده و یکی از چهرههای مطرح در سینما، تلویزیون و تئاتر ایران محسوب میشود.
بیوگرافی مهران مدیری
مهران مدیری (زاده ۱۸ فروردین ۱۳۴۶) کارگردان، بازیگر، تهیهکننده و مجری سرشناس ایرانی است که نقش مهمی در شکلگیری و تحول طنز تلویزیونی ایران داشته است. او از دهه ۱۳۷۰ با مجموعههایی چون پرواز ۵۷ و ساعت خوش به شهرت رسید و با ساخت سریالهای محبوبی مانند پاورچین، شبهای برره، مرد هزارچهره و قهوه تلخ جایگاه خود را بهعنوان یکی از تأثیرگذارترین چهرههای کمدی ایران تثبیت کرد. مدیری همچنین در حوزه موسیقی، سینما و اجرای برنامههای تلویزیونی چون دورهمی فعالیت داشته است. او در سالهای اخیر با تولید آثار نمایشی در شبکه نمایش خانگی، از جمله هیولا و دراکولا، به مسیر هنری خود ادامه داده و جوایز متعددی از جمله بیشترین جوایز حافظ را کسب کرده است.
بیوگرافی نازنین بیاتی
نازنین بیاتی (زاده ۱۵ دی ۱۳۶۸) بازیگر ایرانی است که با ایفای نقش در فیلم دربند (۱۳۹۱) به کارگردانی پرویز شهبازی به شهرت رسید و برای این فیلم نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن از جشنواره فیلم فجر شد. او دانشآموخته تئاتر از دانشگاه آزاد اسلامی تنکابن است و در آثار متعددی از جمله رخ دیوانه، مغزهای کوچک زنگزده، آینه بغل و شادروان حضور داشته است. بیاتی در نمایش خانگی نیز با سریالهای گلشیفته، مانکن و تاسیان شناخته میشود و برای بازی در گلشیفته برنده تندیس بهترین بازیگر زن کمدی از جشن حافظ شد. او همچنین در حوزه تئاتر و صداپیشگی، از جمله در سریال عروسکی شکرستان، فعالیت داشته است.
بیوگرافی صابر ابر
صابر ابر (زاده ۱۸ خرداد ۱۳۶۳ در تهران) بازیگر سینما و تئاتر ایرانی است که با فیلم دایره زنگی (۱۳۸۶) و درباره الی (۱۳۸۷) به شهرت رسید و برای هر دو فیلم نامزد دریافت سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر شد. او فارغالتحصیل رشته مدیریت است و در کنار بازیگری به طراحی داخلی و نقاشی نیز علاقه دارد. ابر در فیلمهای مطرحی مانند مسخرهباز، رخ دیوانه، تابستان داغ، بیرویا و کت چرمی ایفای نقش کرده و در نمایشهای موفقی همچون ریچارد سوم، کالیگولا و مالی سویینی حضور داشته است. او همچنین در سریالهای نمایش خانگی مانند قورباغه، مترجم و تاسیان نقشآفرینی کرده و جوایزی همچون تندیس بهترین بازیگر مرد تئاتر و جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را از جشنهای سینمایی معتبر دریافت کرده است.
بیوگرافی بابک حمیدیان
بابک حمیدیان (زاده ۱۹ شهریور ۱۳۵۹) بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر ایرانی است که فعالیت خود را با فیلم قدمگاه (۱۳۸۲) آغاز کرد و با مجموعه به کجا چنین شتابان (۱۳۸۹) به شهرت رسید. او فارغالتحصیل رشته نمایش با گرایش طراحی صحنه از دانشگاه آزاد اسلامی است و از سال ۱۳۷۸ با تئاتر وارد عرصه هنر شد. حمیدیان با نقشآفرینی در فیلمهای طبل بزرگ زیر پای چپ، بیپولی، هیس! دخترها فریاد نمیزنند، چ، رستاخیز و مسخرهباز موفق به دریافت جوایز متعدد از جشنواره فیلم فجر، جشن خانه سینما، جشن حافظ و جشن منتقدان شد. بازیهای تأثیرگذار او در نقشهای مکمل و اصلی، او را به یکی از بازیگران شاخص سینمای ایران تبدیل کرده است.
بیوگرافی پانتهآ پناهیها
پانتهآ پناهیها (زاده ۹ آذر ۱۳۵۶، تهران) بازیگر سینما و تئاتر و دانشآموخته رشته کارگردانی سینما از مؤسسه آموزش عالی سوره است. او فعالیت خود را از تئاتر آغاز کرد و پس از مدتی به عنوان منشی صحنه نیز مشغول به کار شد. نخستین تجربه حرفهای او در سینما با فیلم گس رقم خورد و پیش از آن در فیلمهایی مانند مواجهه، به رنگ ارغوان و بوی بهشت نقشهای کوتاهی ایفا کرده بود. پناهیها با حضور در آثار متنوع، به چهرهای شناختهشده در سینمای ایران تبدیل شد. او علاوه بر بازیگری، به کارگردانی نیز علاقه دارد اما به دلیل نداشتن فیلمنامه مناسب تاکنون در این حوزه فعالیت نکرده است.
زمان پخش سریال «تاسیان» چه زمانی است؟
سریال تاسیان پس از اتمام فصل دوم سریال «زخم کاری» در پلتفرم فیلیمو پخش شد. قسمت اول این سریال در تاریخ ۱۹ بهمن ۱۴۰۳ منتشر شد و قسمتهای بعدی هر هفته روزهای جمعه ساعت ۸ صبح از فیلیمو پخش میشود.
خلاصه داستان سریال «تاسیان» چیست؟
سریال تاسیان در دهه ۵۰ شمسی جریان دارد و داستان عاشقانهای میان خسرو، یک ساواکی، و شیرین، یک دختر جوان از خانوادهای متمول، را روایت میکند. این عشق در بستر تحولات اجتماعی و سیاسی آن دوران شکل میگیرد و سرنوشت شخصیتها را تحت تأثیر قرار میدهد. همچنین سریال به مسائل اجتماعی مانند اهمیت خانواده، تأثیر تصمیمات گذشته بر آینده و مقابله با چالشهای زندگی میپردازد.
تاسیان به چه معناست؟
تاسیان یک واژه گیلکی است که به احساس غم و اندوه ناشی از دوری یا نبودن کسی اشاره دارد. این واژه بیشتر در گیلان برای توصیف افرادی به کار میرود که به شخصی وابستهاند و به دلیل فاصله یا مرگ از او دور شدهاند. این کلمه در روابط عاشقانه به معنای احساس غم و بیانگیزگی است که به فرد در زمان فقدان یک عزیز دست میدهد.
تعداد قسمتهای سریال «تاسیان» چقدر است؟
سریال تاسیان در مجموع ۲۲ قسمت تهیه شده است. این مجموعه هر هفته، روزهای جمعه ساعت ۸ صبح از پلتفرم فیلیمو منتشر میشود.
این مطلب به توسط سرویس آسیـانیوز ایـران؛ سرویس فرهنگی هنری تهیه و گرد آوری شده است.